شمس الدين محمد بن محمود آملي

139

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

1 - تعديل مزاج بترويح متجدد بواسطه هوا و غير آن . 2 - اختيار متناوليكه موافق متحلل بود . 3 - تنقيه فضول تا مزاحم قوه نشود . 4 - حفظ تركيب بصيانت او از مغيرات . 5 - استنشاق اموريكه روحرا تقويت دهد . 6 - اصلاح ملبوس چنان كه اعتدال بدن را نگاهدارد . 7 - تعديل حركات بدنى و نفسانى كه در او افراط و تفريطى واقع نشود . پس بايد كه از براى اقامت شهرى اختيار كند كه آب و هواى او از عروض عفونت و فساد دور مانند چه آنجا در تعديل مزاج به ترويح به زيادت كلفتى احتياج نيفتد و بايد به خوردن هر چيز اقدام ننمايند بلكه تا توانند بنان گندم و گوشت حيوانى كه مناسب او بود اكتفا كند . و از فواكه و بقول و اغذيه لزجه بطية الهضم رديه الكيموس تا تواند اجتناب نمايد و تا اشتهاى صادق نباشد چيزى تناول نكند و اگر اشتهاء باشد در مماطله و دفع او مبالغه نكند چه بواسطهء آن مواد رديه بمعده منصب شود و بايد كه هنوز ميل بطعام باقى باشد كه دست از اكل باز گيرد چه امتلا متضمن فسادات بسيار است و از ادخال طعام بر طعام پيوسته محترز باشد و چون طعام خورده باشد چندانى حركت نكند كه طعام در معده قرار گيرد و بايد كه اكل در اعدل اوقات نهاده بود چنانچه اگر زمستان باشد بوقت نيمروز و اگر تابستان بود در طرفى نهار و آب وقتى خورد كه تشنگى صادق باشد اگر ميان طعام باشد و اگر بعد از آن و صبر كردن بر تشنگى كاذب بغايت محمود است و مبالغه نمودن در آب خوردن بغايت مذموم است بتخصيص در ميان طعام و بر يك غذا ادمان ننمايد و عادت نكند و اگر سوداوى المزاج بود چيزى خورد كه ترطيب او قوى باشد و تسخين او ضعيف باشد همچو مرق گوشت بره فربه و زرده تخم مرغ نيم برشت و اگر صفراوى بود بايد كه سرد و مرطب بود همچو قليه كدو يا خيار يا غوره و كشك شعير و اگر بلغمى